واکسن 6ماهگیت
دیروز صبح با هم رفتیم واکسن زدی ، فک کنم دردت گرفت ، اونم 2تا ، اومدیم خونه مامانی که شب بمونیم اگه تب کردی مامانی باشه . اتفاقا شب تب هم کردی ، یعنی از ظهر هی شروع کردی به خندیدن ، خاله کوچیکه تکون که میخورد بهش میخندید ، اولش فک کردیم همین جوری میخندی ولی مامانی گفت هذیون میگی . بعد از ظهر دیگه همین جوری میخندیدی و من خیلی ترسیدم ، تبت پایین نمیومد تا استامینفون خوردی و بهتر شدی ، مامانی کلی شب بغلت کرد و راهت برد تا اروم شی . ولی کلی خاله ها بهت میخندیدن و سوژت کرده بودن قربونت برم من با اون خنده هات. ...


